جوانان.خانواده. اخلاق.مشاوره. اهل بیت.

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

ساعت هشت عاشقی..... بچه بودم یه عکسی رو دیدم که خیلی دلرباست / مرید فراوون داره و شفا خونه ی عاشقاست پرسیدم از بابام کیه چشمام گرفته عکسشو / بونه گرفتم که بابا اونی که من میخواستمش همین آقاست پرسیدم از بابام کیه این گنبد کیه طلاست/ گفتش عزیزم پسرم این گنبد امام رضاست طلای گنبدش مس دل منو طلا میکرد/ کبوتر دل منو تو حرمش هوا میکرد بین خودم تا حرمش توی دلم پل می زدم/ همش به عکس خوشگلش با جون و دل زل می زدم یه ریزه گشته بود دلم برای دیدن آقا / همش میگفتم زیر لب دوستت دارم امام رضا سلاطان علـــــــــــــــــــــی موسی الرضـــــــــــــــــــــــا (ع) _________________________

تاریخ ارسال: شنبه 31 مرداد 1394 ساعت: 09:07 |تعداد بازدید : 894 نویسنده :

السلام علیک یا کریمه اهل بیت سلام الله علیها

تولد نور

آغاز ماه ذیقعده برای حضرت کاظم و حضرت رضا (علیهم السلام) و دودمان نبوت، پیام آور شادی و پایان یک انتظار طولانی است. زیرا حضرت نجمه (سلام الله علیها) فرزندی جز حضرت رضا (علیه السلام) نداشت. مدتها پس از ایشان صاحب فرزندی نشد (حضرت رضا (علیه السلام) در سال 148 ه ق و حضرت معصومه (سلام الله علیها) در سال 173، یعنی با 25 سال فاصله متولد گردید) امام صادق (علیه السلام) نیز به ولادت چنین بانویی بشارت داده بود. روزی که حضرت معصومه (سلام الله علیها) دیده به جهان گشود، برای حضرت نجمه (سلام الله علیها) و حضرت رضا (علیه السلام) و پدر بزرگوارشان، روز شادی و سرور و وصف ناپذیری بود چرا که دختری از آسمان ولایت و امامت، طلوع کرده بود که قلبها را جلا می داد و چشمها را روشن می کرد و کانون مقدس اهل بیت (علیهم السلام) را گرم می نمود.

آن روز انتظار به سر آمد و حضرت معصومه (سلام الله علیها) در مدینه منوره در ماه ذیقعده سال 173 ه ق متولد گردید. و او فروغی بود از کوثر و گُلی تابناک از گلشن آل محمد (صلی الله علیه و آله) که جهان مُلک و ملکوت را صفایی دیگر بخشید.

 

 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: دوشنبه 26 مرداد 1394 ساعت: 16:53 |تعداد بازدید : 1294 نویسنده :

یا فاطمه معصومه

برآر از آستین معرفت دست دعا این جا به آیین دگر، بر آستان کبریا این جا به چشم دل نظر کن بر حریم دختر موسی که جان را می دهد آیینه لطفش جلا این جا مجو از خیل بی دردان دوای درد بی درمان «اگر درمان درد خویش می خواهی بیا این جا» صلای قدسیان بشنو که می آید به گوش جان که دردت را دوا این جا، که رنجت را شفا این جا بریز اشک نیازی از نمازستان بی خویشی برآر آهی ز سوز سینه درد آشنا این جا حریم یثرب و بطحاست گویی مرقد پاکش که نورآذین بود چون ساحت «ام ّالقری» این جا فضای قدس، معراج حقیقت، بزم «او ادنی» شب «اسری»، فروغ جاودان مصطفی (ص) این جا به نام ایزد که خاک پاک او بوی نجف دارد که از او می تراود عطرجان مرتضی (ع) این جا تو را پرواز خواهد داد تا اوج خداجویی ز بام آشنایی، زاده خیرالنّسا این جا اگر مرد رهی، پای ارادت نه در این وادی که با دست طلب جمع اند مردان خدا این جا برآی از ظلمت هستی که خضر آمد به سرمستی به بوی چشمه سار زندگی بخش بقا این جا! من «مشفق» غباری دامن افشان در هوای او که می جویم رضای او به تسلیم و رضا این جا!
تاریخ ارسال: دوشنبه 26 مرداد 1394 ساعت: 16:42 |تعداد بازدید : 310 نویسنده :

شناخت مختصر از زندگانی امام جعفر صادق عليه السلام

شناخت مختصری از زندگانی امام صادق (ع) جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام، ششمین امام شیعیان، و پنجمین امام از نسل امیر المؤمنین (ع) کنیه او ابو عبد الله و لقب مشهورش «صادق » است. لقبهای دیگری نیز دارد، از آن جمله صابر، طاهر، و فاضل. اما چون فقیهان و محدثان معاصر او که شیعه وی هم نبوده اند، حضرتش را به درستی حدیث و راستگویی در نقل روایت بدین لقب ستوده اند، لقب صادق شهرت یافته است و گرنه امامی را که منصوب از طرف خدا و منصوص از جانب امامان پیش از اوست، راستگو گفتن آفتاب را به روشن وصف کردن است. که: مدح تعریف است و تخریق حجاب فارغ است از شرح و تعریف آفتاب مادح خورشید مداح خود است که دو چشمم روشن و نامر مد است(1) ابن حجر عسقلانی او را چنین وصف می کند: الهاشمی العلوی، ابو عبد الله المدنی الصادق (2) و هم او نویسد ابن حبان گوید در فقه و علم و فضیلت از سادات اهل یت بود. (3) ولادت او ماه ربیع الاول سال هشتاد و سوم از هجرت رسول خدا (ع) ، و در هفدهم آن ماه بوده است. ولی بعض مورخان و تذکره نویسان ولادت حضرتش را در سال هشتادم از هجرت نوشته اند (4) و در ماه شوال سال صد و چهل و هشت هجری به دیدار پروردگار شتافت. (5) مدت زندگانی او شصت و پنج سال بوده است. (6) ابن قتیبه نویسد: جعفر بن محمد، کنیه او ابو عبد الله است و جعفریه بدو منسوب اند به سال یکصد و چهل و شش در مدینه درگذشت. (7) از آغاز ولادت تا هنگام رحلت این امام بزرگوار، ده تن از امویان به نامهای: عبد الملک پسر مروان، ولید پسر عبد الملک (ولید اول) ، سلیمان پسر عبد الملک، عمر پسر عبد العزیز، یزید پسر عبد الملک (یزید دوم) ، هشام پسر عبد الملک، ولید پسر یزید (ولید دوم) ، یزید پسر ولید (یزید سوم) ، ابراهیم پسر ولید و مروان پسر محمد، و دو تن از عباسیان ابو العباس، عبد الله پسر محمد معروف به سفاح و ابو جعفر پسر محمد معروف به منصور بر حوزه اسلامی حکومت داشته اند. آغاز امامت امام صادق (ع) با حکومت هشام پسر عبد الملک و پایان آن، با دوازدهمین سال از حکومت ابو جعفر منصور (المنصور بالله) مشهور به دوانیقی مصادف بوده است. مدفن آن امام بزرگوار قبرستان بقیع است، آنجا که پدر و جد او به خاک سپرده شده اند. نام مادر او فاطمه یا قریبه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر است و ام فروه کنیت داشته است. مادر ام فروه اسماء دختر عبد الرحمان بن ابی بکر است. امام صادق در باره مادرش فرموده است: مادرم مؤمن، متقی و نیکوکار بود و خدا نیکوکاران را دوست می دارد. (8) کلینی به اسناد خود از عبد الاعلی آورده است: ام فروه را دیدم متنکروار گرد کعبه طواف می کرد و حجر الاسود را به دست چپ سود. مردی از طواف کنندگان بدو گفت: در سنت خطا کردی. ام فروه پاسخ داد ما از دانش تو بی نیازیم (9) و از این پاسخ می توان آشنایی او را به مسائل فقهی دریافت. چنان که مشهور است فرزندان آن حضرت ده تن بوده اند، هفت پسر به نامهای اسماعیل، عبد الله، موسی، اسحاق، محمد، عباس و علی و سه دختر به نامهای ام فروه، اسماء و فاطمه. پی نوشتها: 1. مثنوی، دفتر پنجم، بیت 9-8. 2. تهذیب التهذیب، ج 2، ص 103. 3. همان، ص 104. 4. کشف الغمه، ج 2، ص 155. 5. کشف الغمه، ج 2، ص 166. 6. ارشاد، ج 2، ص 174. 7. المعارف، ص 215.
تاریخ ارسال: شنبه 10 مرداد 1394 ساعت: 13:18 |تعداد بازدید : 402 نویسنده :

حسین جان

 بنویسید   به   روی   کفنم   سینه   زن   است سینه اش  وقف حسین است و گدای حسن است قسمتی    از   کفنم    را    کمی    باز    کنید تا  که   ارباب  ببیند  که  کبودی   به   تن  است این   کبودی   وسط   سینه  ی   من   مهرشده این  نشان  از دل  پرمهر  به  آن بی کفن  است روز  محشر  که   همه  خلق    هراسان   باشند سینه  ی  من  سندی  بهر  حسینی  شدن  است . . . ــــ۸ــــ۸ـــــــــحسینــــــــ۸ــــ۸ــــ ـ . . .

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 08 مرداد 1394 ساعت: 23:16 |تعداد بازدید : 319 نویسنده :

نخوندي از دستت رفته

واقعا به ١٠٠ تا داستان مي ارزه.... نخوني از دستت رفته... روزی پیغمبر خدا حضرت محمد(ص) از یه قبرستانی داشت عبور،،، میکرد یه وقت دید از داخلو یکی از قبرها صدای نعره ای میامد امد بالای سر قبر پاش رو محکم زد رو زمین و فرمودند:ای بنده ی خدا پاشو وایسا. قبر شکافته شد یه جوانی از تو قبر اومد بیرون از تمام بدن این جوان آتش میزد بیرون، رسول خدا فرمودند:ای جوان تواز امت کدام پیامبری که اینقدر عذاب میکشی؟ عرض کرد یا رسوالله از امت شما پیامبر خیلی دلش به حال جوان سوخت پیامبر فرمود:تارک الصلات بودی؟ جوان گفت:نه یارسولله من پنج وعده نمازم رو به شما اقتدا میکردم پیامبر:روزه نگرفتی؟ جوان: یارسولله نه فقط رمضان بلکه رجب و شعبان و رمضان رو هم روزه میگرفتم. پیامبر فرمودند:ای جوان حج نرفتی؟ گفت:مستطیع نشدم پیامبر فرمود:جهاد نکردی؟ جوان گفت:چرا جانباز یکی از جنگ ها هستم پیامبر اکرم سرشو بالا گرفت و فرمود:خدایا من نمیتونم عذاب کشیدن امتم را ببینم به من بگو این جوان چرا ایقدر عذاب میکشه،،،؟ خطاب رسید یا رسوالله حقت سلام میرساند و میفرماید این جوان آق مادر شده تا مادرش رضایت نده عذاب همینه. پیامبر به سلمان، ابوذر و مقداد مفرماید برید مادر این جوان رو پیدا کنید. رفتند مادرشو پیدا کردند.یه پیرزن ضعیف و رنجور ومریض احوال بودند. رسول خدا باز امر کرد قبر شکافته شد جوان از قبر امد بیرون. پیامبر فرمودند:مادر ببین پسرت چطور داره عذاب میکشه.بیا از سر تقصیر پسرت بگذر و حلالش کن. مادر جوان:سرشو بالا گرفت و گفت:ای خدا اگر حق مادری بر گردن این پسر دارم لحظه ب لحظه عذاب پسرمو زیاد کن و کم نکن!!! تمام بدن این جوان آتش گرفت رسول خدا فرمودند:آخه زن این بچه مگه در حق تو چه بدی کرده ک تو لحظه ب لحظه داری نفرینش میکنی؟ عرض کرد یا رسولله من با زنش یه روز تو خونه مشاجره کردم، دعوامون شد،از راه رسید از من نپرسید همینجوری منو هل داد تو تنور آتش سینه ام سوخت،موهام سوخت، قسمتی از بدنم سوخت، زن ها منو از تو آتش کشیدن بیرون لباسهام رو عوض کردند. همون سینه سوختمو دردست گرفتم در حق پسرم نفرین کردم سه روز بعد مرد. رسول خدا فرمودند:ای زن میدونی که من پیغمبر رحمتم به خاطر من بیا از تقصیر جوانت بگذر. سرشو بالا گرفت و گفت:ای خدا به حق این پیغمیر رحمتت قسم میدهم ک لحظه ب لحظه عذابو ب پسرم زیاد کن ک کم نکن!!! رسول خدا به سلمان فرمودند:سلمان برو به فاطمه ام بگو تنها نه علی هم بیاره، حسن و حسین رو هم بیاره. سلمان رفت درخانه به فاطمه(س) گفت:پیامبر پیغام داده سریع بیایید. مادر ما زهرا(س) آمد، علی(ع) ،حسن(ع) و حسین(ع) هم اومدند. اول مادر ما حضرت زهرا(س) رفت جلو فرمودند:ای زن میدانی من فاطمه حبیبه ی خدا هستم گفت:آره فرمود:ای زن به خاطر من فاطمه بیا از سر تقصیر جوانت بگذر. زن سرشو گرفت بالا صدا زد:خدایا به حق حبیبه ات فاطمه قسم میدهم لحظه ب لحظه عذاب پسرمو زیاد کن و کم نکن. دوباره آتش از بدن جوان زد بیرون. این بار امیرالمومنین علی(ع) رفت جلو و فرمودند:ای زن به خاطر من بیا از سر تقصیر پسرت بگذر. زن گفت:خدایا به حق علی(ع) قسم میدم لحظه ب لحظه عذاب پسرم را زیاد کن.......... نوبت رسید به اقامون امام حسن(ع).اومد جلو وفرمودند:ای زن بخاطر من بیا از سر تقصیر پسرت بگذر. زن گفت:خدایا به این غریب مظلوم تورو قسم میدم لحظه به لحظه عذاب پسرمو زیاد کن و کم نکن. نوبت رسید به آقای ما حسین(ع) اومد مقابل این زن ایستاد،ایشان خردسال بود چون دامن زن رو گرفته بود و سرشو گرفته بود بالا و فرمودند:ای زن به خاطر من بیا از سر تقصیر جوانت بگذر. زن سرشو گرفت بالا یهو دیدند رنگ از رخسار این زن پرید به دست وپای حسین(ع) افتاد و عرض کرد:خدایا پسرمو به حسین بخشیده ام. پیغمبر خدا(ص)فرمودند: که ای زن چی شد؟ من،فاطمه ،علی،حسن خواستیم قبول نکردی چی شد که حسین؟ عرض کرد:یا رسوالله سرمو گرفتم بالا در حق جوانم نفرین بکنم دیدم فرشتگان در آسمان میگن ای زن مبادا دل حسین رو بشکنی،،،،، السَــــلامُ عَلَیـــــکَ یـــــا ابـــاعَـــبْــــدِالـــــلّـــــــه وَ عًلی اَرواح الّتـــــی حَــــلَــــت بِـــفـــنـــــائــــک عَــــلَـــیکَ مّنـــــی ســـــــّلامُ الـــــلّـــــه ابــــــــداً مــــا بَــــقــــیــــتُ وَ بَــــقـــیَ اَلَــــیـــــلِ وَ الــــنــَـهــار وَ لا جَـــــعَــــلَ الـــــلّـــــهَ آخِــــرَ اَلـعَـهـــدِ منی لـــزیـــارَتکُم اَســـــلامُ عَلی الـــــحُــسـَــــیـــن وَعَلی عـَلـی بـن الـــــحُـــسـَــــیــــن وَعَلی اُولاد الـــحُـــسـَــــیــــن وعَلی اَصــــحاب الـــحُـــسـَــــیــــن...
تاریخ ارسال: یکشنبه 04 مرداد 1394 ساعت: 14:39 |تعداد بازدید : 342 نویسنده :

هشت شوال سالروز تخريب بقيع / يوم الهدم

هشت شوال سالروز تخريب بقيع / يوم الهدم تا به حال نام يوم الهدم را شنيده ايد ؟ يوم الهدم يعني روز ويران کردن ... در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبور ديگرپرداختند. ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حمله آنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينه هجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه و آله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند . طبق نقل تاريخي آن ها در اين حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدود يکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس و ياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامي نبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکه العربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلاي معلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري از مردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و در ماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور باروي شهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازار و خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهر خارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعود برداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چون به نظر آنها جنگ با کفار بود) عثمان بن بشر از ديگر مورخان وهابي درباره حمله به كربلا چنين مي نويسد: "… گنبد روي قبر (يعني قبر امام حسين عليه السلام) را ويران ساختند و صندوق روي قبر را كه زمرد و ياقوت و جواهرات ديگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس و فرش و طلا و نقره و قرآن هاي نفيس و جز آن‌ها يافتند، غارت كردند و نزديك ظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه قريب به 2000 تن از اهالي كربلا را كشته بودند." جالب اين جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد في تاريخ نجد" گذاشته و از اين وقايع به عنوان نشانه‌هاي مجد و شكوه و عظكت وهابيت ياد كرده است! اما اين فقط شيعيان و اماكن مقدسه آن‌ها نبودند كه وهابيان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمايش گذاشته‌اند، مكه مكرمه و طائف نيز از حملات آنان در امام نماند. "جميل صدقي زهاوي" در خصوص فتح طائف مي نويسد: "طفل شيرخواره را بر روي سينه مادرس سر بريدند، جمعي را كه مشغول فراگيري قرآن بودند كشتند، چون در خانه‌ها كسي باقي نماند، به دكان‌ها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتي گروهي را كه در حال ركوع و سجود بودند، كشتند. كتاب‌ها را كه در ميان آن‌ها تعدادي مصحف شريف و نسخه‌هايي از صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب فقه و حديث بود، در كوچه و بازارافكندند و آنها را پيمال كردند." سرزدن اين قبيل امور از پيروان محمد بن عبدالوهاب شگفت نيست! تابعان كسي كه همه مسلمانان را كافر و مشرك مي دانست و مكه و مدينه را قبل از آنكه به دست وهابيان بيافتد، دارالحرب و دارالكفر!مي دانست. در كتاب "الدررالسنيه" مي خوانيم: "وي - محمد بن عبدالوهاب – از صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و اله نهي مي‌كرد و از شنيدن آن ناراحت مي‌شد. صلوات فرستنده را اذيت مي‌كرد و به سخت‌ترين وجه مجازات مي نمود. حتي او دستور داد مرد نابيناي متديني را كه مؤذن بود و صوت خوشي داشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پيامبر صلوات فرستاده بود، به قتل رسانند. بسياري از كتب مربوط به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله را به آتش كشيد و به هريك از پيروانش اجازه مي داد قرآن را مطابق فهم خود تفسير كند." محمد بن عبدالوهاب به نوبه‌ي خود در اعتقادات پيرو"ابن تيميه حنبلي" است، كه در قرن هشتم هجري مي‌زيسته است، از ابن تيميه عقايد جالبي نقل شده است. از جمله اينكه او خدا را جسم مي‌دانست! براي ذات مقدس خداوند دست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه‌ي حود مي گويد: "ابن تيميه را بر منبر مسجد جامع دمشق ديدم كه مردم را موعظه مي‌كرد و مي‌گفت: خداوند به آسمان دنيا مي‌آيد، همان گونه كه من اكنون فرود مي‌آيم! سپس يك پله از منبر پائين مي‌آمد!" عقايد او آنچنان سخيف و بي‌مقدار بود كه خود اهل سنت وي را به زندان افكندند و در رد او كتب متعددي را به رشته تحرير درآوردند. اين قطره‌اي كوچك از مرداب اعتقادات و عملكرد وهابيان در طول اين ساليان است. در طول اين دوران دانشمندان زيادي چه شيعه و چه سني به نقد عقايد وهابيت دست زده‌اند و به شبهات گوناگون آنان پاسخ داده‌اند. يكي از شبهات آنان مسأله‌ي بناء بر قبور است. آن‌ها ساختن بنا اعم از مسجد يا غير آن را بر قبر حرام مي‌دانند. در اين نوشتار سعي مي كنيم پاسخي مناسب به شبهه‌ي مذكور بدهيم. نخست آنكه: اين شبهه‌ي آنان را صريح آيه‌ي 21 سوره كهف دفع مي‌نمايد، كه در خصوص ماجراي اصحاب كهف از قول مومناني كه مي‌خواستند ياد اصحاب كهف را گرامي دارند مي فرمايد: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا (بي ترديد بر روي قبور آنان مسجدي بنا مي كنيم) دوم آنكه: هنگام ظهور اسلام و در دوران فتوحان اسلامي بناهايي بر قبور انبياء گذشته وجود داشت. از جمله مي‌توان به قبر حضرت داوود و حضرت موسي در بيت المقدس اشاره نمود. جالب اينجاست كه خليفه دوم كه طبق نظر اين آقايان از صحابه است و معصوم، خود براي انعقاد پيمان صلح به بيت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامي در راستاي از بين بردن اين قبور به عمل نياورد… اما به راستي قومي كه در تاريخ نه چندان طولاني خود، چنان كه از زبان مورخين خودشان شنيديم قرآن‌ها را در خيابان‌ها لگد مال ساختند و در قتل عام پيروان علي عليه السلام و ساير خلفا فرقي نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو مي كردند، شايستگي اين را دارند كه مخاطب يك استدلال قرآني و يا حتي تاريخي قرار گيرند؟!
تاریخ ارسال: دوشنبه 29 تیر 1394 ساعت: 15:24 |تعداد بازدید : 350 نویسنده :

ثواب قرائت قرآن در ماه مبارک رمضان

 

 

در کتاب بحارالانوار از امام صادق (علیه السلام ) از رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روایت کرده که فرمود:

شهر رمضان شهر الله عزوجل ، و هو شهر یضاعف الله فیه الحسنات ، و یمحو فیه السئیات ، و هو شهر البرکه ، و هو شهر الانابه ، و هو شهر التوبه و هو شهر المغفره ، و هو شهر العتق من النار، و الفوز بالجنه . اءلا فاجتنبوا فیه کل حرام ، و اءکثیروا فیه من تلاوه القرآن ، و سلوا فیه حوائجکم ، واشتغلوا فیه بذکر ربکم ، و لایکونن شهر رمضان عندکم کغیره من الشهور، فان له عندالله حرمه و فضلا على سائر الشهور، و لایکونن شهر رمضان یوم صومکم کیوم فطرکم .

 

 

ترجمه روایت شریفه

((ماه رمضان ماه خداى عزوجل مى باشد، و آن ماهى است که خداوند کارهاى نیک را در آن دو چندان کند و بدیها را در آن محو سازد، ماه برکت ، و ماه انابه و بازگشت ، و ماه توبه و ماه آمرزش و ماه آزادى از آتش دوزخ ، و کامیاب شدن به بهشت است . هان که در این ماه از هر حرامى خوددارى کنید، و تلاوت قرآن را زیاد کنید. و حاجات خود را بخواهید، و به یاد پروردگارتان سرگرم باشید، و ماه رمضان نزد شما نباید همانند ماههاى دیگر باشد، چرا که براى این ماه در پیشگاه خداوند حرمت و برترى بر دیگر ماهها است ، و نباید در ماه رمضان روز روزه شما مانند روز غیر روزه شما باشد.))

 

 

ثواب قرائت قرآن در این ماه : روایت دوم

و از امام هشتم (علیه السلام ) روایت کرده که فرمود: الحسنات فى شهر رمضان مقبوله ، والسیئات فیه مغفوره ، من قراء فى شهر رمضان آیه من کتاب الله عزوجل کان کمن ختم القرآن فى غیره من الشهور، و من ضحک فیه فى وجه اءخیه المؤمن لم یلقه یوم القیامه الا ضحک فى وجهه ، و بشره بالجنه ، و من اءعان فیه مؤمنا اءعانه الله تعالى على الجواز على الصراط، یوم تزل فیه الاقدام ، و من کف فیه غبضه کف الله عنه غضبه یوم القیامه ، و من اءغاث فیه ملهوفا آمنه الله من الفراغ الاءکبر یوم القیامه ، و من نصر فیه مظلوما نصره الله على کل من عاداه فى الدنیا، و نصره یوم القیامه عند الحساب و المیزان . شهر رمضان شهر البرکه ، و شهر المغفره و شهر التوبه و شهر الانابه ، من لم یغفر له فى شهر رمضان ففى اءى شهر یفغر له ؟ فسلوا الله ان یتقبل منکم فیه الصیام ، و لا یجعله آخر العهد منکم ، و اءن یوفقکم فیه لطاعته و یعصمکم من معصیته ، انه خیر مسؤ ول .

 

 

ترجمه روایت شریفه ((نیکى ها در ماه رمضان پذیرفته ، و بدیها در آن آمرزیده است ، کسى که در ماه رمضان آیه اى از کتاب خداوند بخواند همانند کسى است که در ماههاى دیگر قرآن را ختم کرده و کسى که در این ماه در روى برادر ایمانى خود بخندد (و او را خوشحال کند) در روز قیامت او را دیدار نکند جز آنکه در روى او بخندد (و او را خوشحال کند) و به بهشت مژده اش دهد، و کسى که در این ماه به مؤمنى کمکم کند، خداى تعالى در هنگام عبور بر صراط کمکش کند در آن روزى که گامها بلغزد، و کسى که خشمش را در این ماه نگهدارد خداوند خشمش را در روز قیامت از او باز دارد. و کسى که درمانده اندوهگینى را دستگیرى و نجات دهد، خداوند در روز قیامت او را از هراس بزرگ آن روز در امان دارد، و کسى که ستمدیده اى را در این ماه یارى کند، خدایش در دنیا بر دشمنانش یارى دهد، و در روز قیامت نیز هنگام حساب و در کنار میزان یاریش کند. ماه رمضان ماه برکت ، ماه رحمت ، ماه مغفرت ، ماه توبه و ماه انابه و بازگشت به درگاه الهى است ، کسى که در ماه رمضان آمرزیده نشود در چه ماهى مى خواهد آمرزیده شود؟ از خدا بخواهید در این ماه روزه تان را بپذیرد، و آخرین سال عمر شما قرار ندهد، و توفیق اطاعت خود را به شما دهد، و از نافرمانیش شما را نگهدارد، که براستى خداوند بهترین کسى است که از او درخواست کنند.))

 

 

ثواب قرائت قرآن در این ماه : روایت سوم

شیخ صدوق در کتاب معانى الاخبار و امالى به سندش از امام باقر (علیه السلام ) روایت کرده که فرمود:

لکل شى ء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان .

 

 

ترجمه روایت شریفه

((هر چیزى را بهارى است و بهار قرآن ماه رمضان است .))

 

 

ثواب قرائت قرآن در این ماه : روایت چهارم

و از مجالس شیخ از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده که فرمود: ان الشهور عندالله اثناعشر شهرا فى کتاب الله یوم خلق السماوات و الارض فغره الشهور شهر الله شهر رمضان ، و قلب شهر رمضان لیله القدر، و نزل القرآن فى اءول لیله من شهر رمضان ، فاستقبل الشهر بالقرآن.

 

 

ترجمه روایت شریفه

((براستى که در کتاب خدا ماهها نزد خدا دوازده ماه است . روزى که خداوند آسمانها و زمین را آفرید، پس نور و روشنى ماهها ماه رمضان است ، و قلب ماه رمضان شب قدر است ، و قرآن در شب اول ماه رمضان نازل گشته ، پس با قرآن از این ماه استقبال کن .))

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 26 خرداد 1394 ساعت: 20:18 |تعداد بازدید : 555 نویسنده :

سخنان پیامبر اکرم در رابطه با ماه مبارک رمضان

 

 سخنان پیامبر درباره ماه مبارك رمضان

 

1.سید قدس سره در (اقبال) از كتاب (بشارة المصطفى لشیعة المرتضى ) با استناد آن به ((حسن بن على بن فضال )) از امام رضا از پدرانش ، از امیرالمؤ منین - درود و سلام بر آنان - روایت نموده كه حضرت فرمودند: رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) روزى براى ما سخنرانى نمود و فرمود:

 

((مردم ! ماه خدا با بركت و رحمت و بخشش گناهان نزدیك است ؛ ماهى كه نزد خدا برترین ماه ها، روزهایش برترین روزها، شبهایش بهترین شبها و ساعتهاى آن بهترین ساعتهاست ؛ ماهى است كه در آن به میهمانى خدا دعوت شده و شما را در این ماه از كسانى قرار داده اند كه شایسته كرامت خدا هستند. نفس كشیدن شما در آن تسبیح و خوابیدنتان در آن عبادت و عمل شما در آن مقبول و دعاى شما در آن مستجاب است . پس با نیتهایى راست، و دلهایى پاك از خدا بخواهید شما را موفق به روزه آن ، و خواندن كتابش نماید. بدبخت كسى است كه از آمرزش خدا در این ماه بزرگ محروم شود.

 

با تشنگى و گرسنگى خود در آن ، گرسنگى و تشنگى روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران خود صدقه بدهید؛ بزرگان خود را در آن احترام كنید؛ كوچكترها را مورد رحمت خود قرار دهید و صله رحم بجا آورید. زبانهاى خود را حف0كرده ، دیدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نیست و گوشهاى خود را از آنچه گوش دادن به آن حلال نیست ، نگهدارید. با یتیمان مردم مهربانى كنید تا با یتیمان شما مهربانى شود. به درگاه خداوند از گناهان خود توبه كنید. هنگام نماز دستهایتان را با دعا بطرف بالا بلند كنید؛ زیرا این وقت بهترین اوقات است و خداوند در آن هنگام با نظر رحمت به بندگانش نگاه كرده و هنگامى كه از او بخواهند و با او مناجات نمایند، جواب آنان را مى دهد. و اگر او را صدا بزنند، به آنان لبیك مى گوید. و اگر دعا كنند، دعایشان را مستجاب مى كند.

 

 

مردم! شما زندانى اعمال خود مى باشید، با استغفار خود را آزاد كنید. پشتهایتان از گناه سنگین است با طولانى نمودن سجده هاى خود آن را سبك نمایید. بدانید خداوند به عزت خود سوگند خورده است كه سجده كنندگان و نمازگزاران را عذاب نكند و در روزى كه مردم براى پروردگار جهانیان بر مى خیزند، آنان را با آتش نترساند.

 

مردم ! كسى كه به مؤمن روزه دارى افطار بدهد، ثواب آزاد كردن یك بنده و آمرزش گناهان گذشته خود را دارد. عرض كردند: رسول خدا! همه ما نمى توانیم این كار را انجام دهیم . حضرت (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمودند: از آتش بپرهیزید، گر چه با نیم دانه خرمایى . از آتش بپرهیزید گر چه با جرعه آبى .

 

 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 26 خرداد 1394 ساعت: 20:15 |تعداد بازدید : 292 نویسنده :

post

چگونه آماده ورود به ماه مبارک رمضان شویم؟


 

زمان و مکان نقش بسزایی در عبادات دارند و همانگونه که برای ورود به اماکن خاص معنوی، نیاز به آداب خاصی است، مانند: آداب زیارت آقا علی بن موسی الرضا(علیه السلام) و یا آداب ورود به مسجدالحرام.

ورود به ایام خاص نیز آداب خاص خود را دارد، مانند: آداب ایام اعتکاف یا عید غدیر، در این میان، ماه مبارک رمضان، به خاطر برجستگی های این ماه، و اهمیت ویژه آن در زندگی و آخرت انسان، دانستن و رعایت آداب ورود به این ماه، به انسان کمک می کند که، نهایت استفاده را از این ماه پر برکت ببرد.


 

رمضان

 

و در مقابل غفلت از این موضوع(آداب ورود به ماه رمضان) و عدم رعایت آن، ممکن است بهره مندی انسان از این ماه را کم کرده و یا یک غفلت کوچک، زحمات انسان در این ماه رحمت الهی را، از بین ببرد.

ائمه اطهار(علیهم السلام) توصیه های بسیار مفیدی، برای آمادگی ورود به ماه مبارک رمضان، فرموده اند.

 

توبه و استغفار

عبدالسلام بن صالح هروی، معروف به ابا صلت، می گوید: آخرین جمعه ماه شعبان، شرفیاب محضر مبارک حضرت علی بن موس الرضا(علیه السلام) شدم، ایشان فرمودند: اباصلت ! ماه شعبان بیشترش رفته و این آخرین جمعه آن است، جبران کن در باقیمانده این ماه کوتاهی های گذشته ات را، فراهم ساز آنچه تو را کمک می کند(در بهره برداری بهتر از این ماه) و ترک نما آنچه تو را یاری نمی‌دهد.

زیاد دعا و استغفار کن و قرآن بخوان، از گناهانت توبه کن، تا در حالی ماه خدا به تو رو آورد که خود را خالص گردانیده ای، امانتی بر گردنت نباشد مگر آن که ادا کرده باشی.

در قلبت نسبت به هیچ مۆمنی کینه و عداوتی نباشد، و خود را از گناهی که مرتکب شده ای جدا ساز، تقوای الهی پیشه کن و بر خدا در سر و علنت توکل نما که "و من یتوکل علی الله فهو حسبه".

زیاد در باقیمانده ماه شعبان بگو  "اللّهم إن لم تکن قد غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفر لنا فیما بقی منه " زیرا خداوند متعال به احترام این ماه (رمضان) گروه هایی را از آتش جهنم آزاد می سازد.(وسائل 10/ 301) 

به قول آقای قرائتی هواپیما با هر بنزینی پرواز نمیکند و نیازمند بنزین مخصوص است. اعمال عبادی ما هم با هر لقمه ای که انسان بخورد بالا نمی رود و برای به ثمر نشستن عبادات، نیاز به غذای حلال و طاهر دارد

 

روزه گرفتن در ماه شعبان

یکی از کارهایی که انسان را آماده حضور در ماه مبارک رمضان می کند، گرفتن روزه در آخرین روزهای ماه شعبان است. که نوعی به پیشواز رفتن این ماه بزرگ محسوب می گردد.

از رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) سوال کردند که کدام روزه برتر است؟

فرمودند: روزه شعبان در بزرگداشت رمضان. (السنن الکبری، ج 2، ص 503)

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: هر کس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بدارد و آنها را به ماه رمضان متصل نماید، خداوند برای او پاداش روزه دو ماه پیاپی را می نویسد.

لقمه حرام

 

اصلاح غذا

یکی دیگر از اسباب آمادگی برای ماه مبارک رمضان اصلاح غذا می باشد، که این امر مهم، در صورت غفلت، باعث از بین رفتن تمامی عبادات و اعمال ماه مبارک رمضان می گردد.

 پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: روز قیامت، گروهی می آیند، در حالی که حسناتشان همچون کوه هاست، خداوند هیچ کدام را نمی پذیرد، سپس فرمان می رسد، که آنان را به خاطر نداشتن حسنات به آتش بیفکنند.

سلمان پرسید: ای پیامبر خدا، آنان چه افرادی هستند؟

حضرت فرمودند: آنان، کسانی هستند که روزه گرفته، نماز خوانده و شب زنده داری کرده اند، لیکن هرگاه حرامی بر آنان عرضه می شده، بر آن می شتافتند.(در خوردن و آشامیدن، حلال و حرام را رعایت نمی کردند)

در روایتی رسول گرامی اسلام فرمودند: "العباده مع اکل الحرام کالبناء علی الرمل "

عبادت همراه با حرامخواری، مثل بنا ساختن بر شنزار است.(بحارالانوار، ج 103، ص 16)

به قول آقای قرائتی هواپیما با هر بنزینی پرواز نمی کند و نیازمند بنزین مخصوص است. اعمال عبادی ما هم با هر لقمه ای که انسان بخورد بالا نمی رود و برای به ثمر نشستن عبادات، نیاز به غذای حلال و طاهر دارد.

یکی از مشکلات مهم امروزی، نپرداختن حقوق اموال است. یعنی نپرداختن خمس و زکات اموال، باعث شبهه ناک شدن آنها شده و مصرف این گونه اموال تأثیر منفی بر عبادات و روزه های انسان خواهد گذاشت.

قبل از ورود به این ماه که ماه بخشش و استغفار می باشد، بهتر است با بخشیدن دیگرانی که در حق ما ظلم و یا بی مهری روا داشته اند، خود را آماده پذیرایی از بخشش خداوند نماییم. اگر ما نمی توانیم از دیگران بگذریم و آنها را ببخشیم، چگونه از خداوند متعال توقع داریم که او ما را ببخشد

 

سزاوار است به جهت آماده شده برای ماه مبارک رمضان، دقت در اموال و پول های به دست آمده و همچنین حسابرسی از اموال و پرداختن خمس، تا در این ماه آنچه مصرف میکنیم، پاک بوده و عبادات انجام شده در این ماه را تباه نگرداند.

رمضان

 

دعاهای ورود به ماه مبارک رمضان

خواندن دعاهای ورود به ماه مبارک رمضان، (در کتب ادعیه، دعاهای زیادی برای ورود به ماه مبارک رمضان و زمان رویت هلال این ماه وارد شده است) که توجه به متن این دعاها و درخواست هایی که در این دعاها از خداوند تبارک و تعالی می شود، به انسان یک حالت معنوی با نشاطی، برای ورود به این ماه بزرگ را عنایت می کند.

 

حلال نمودن دیگران

قبل از ورود به این ماه که ماه بخشش و استغفار می باشد، بهتر است با بخشیدن دیگرانی که در حق ما ظلم و یا بی مهری روا داشته اند، خود را آماده پذیرایی از بخشش خداوند نماییم. اگر ما نمی توانیم از دیگران بگذریم و آنها را ببخشیم، چگونه از خداوند متعال توقع داریم که او ما را ببخشد.

به همین دلیل یکی از کارهایی که برای ورود به ماه مبارک رمضان باید انجام دهیم، بخشیدن دیگران و پاک نمودن دل از هر گونه کینه و دشمنی با دیگران است .

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 26 خرداد 1394 ساعت: 20:07 |تعداد بازدید : 281 نویسنده :

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران